close
چت روم
داستان کوتاه
loading...
سرویس سایت سایت رزبلاگ بزرگترین سرویس ارائه خدمات سایت نویسی حرفه ای در ایران

متنوع دات کام

داستان کوتاه

تبلیغات

چند شب است که آواهای نامفهوم یک روح مدام خوابم را آشفته می کند. همینکه چشم هایم گرم می شود و می خواهم آرامش خواب را درک کنم، یک راست می آید می نشیند وسط خیابان اصلی ذهنم و با زبانی که چیزی از آن سر در نمی آورم با من حرف می زند.

ادامه مطلب
بازدید : 177 تاریخ : شنبه 22 تير 1392 زمان : 13:16 نویسنده : nevisandeh نظرات ()
مدت ها پیش کشاورز فقیری برای پیداکردن غذا یا شکاری به دل جنگل رفت .هنوز مسیر زیادی را طی نکرده بود که صدای فریاد کمکی به گوشش رسید.او صدا را دنبال کرد تا به منبع آن رسید و دید که پسر بچه ای در باتلاقی افتاد و آهسته و آرام به سمت پایین می رود .آن پسربچه به شدت وحشت زده بود و با چشمانش به کشاورز التماس می کرد تا جانش را نجات دهد.کشاورز با هزار بدبختی با به خطر انداختن جان خودش بالاخره موفق شد پسرک را از مرگ حتمی و تدریجی نجات دهد و او را از باتلاق بیرون بکشد
ادامه مطلب
بازدید : 126 تاریخ : یکشنبه 16 تير 1392 زمان : 15:34 نویسنده : sam127 نظرات ()

نوزده یا بیست سالم بود ، یک بار ماشین پدرم را برداشتم و با دوستم رفتیم که به اصطلاح یک دوری در خیابون بزنیم ، حس و

حال جوانی‌ و شاید هم نادانی‌ باعث شد جلوی پای یک خانمی که کنار خیابان ایستاده بود

ادامه داستان

ادامه مطلب
بازدید : 148 تاریخ : پنجشنبه 13 تير 1392 زمان : 12:56 نویسنده : sam127 نظرات ()
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

آمار سایت
  • کل مطالب : 460
  • کل نظرات : 8
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 7
  • آی پی امروز : 16
  • آی پی دیروز : 75
  • بازدید امروز : 45
  • باردید دیروز : 212
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 822
  • بازدید ماه : 10,242
  • بازدید سال : 33,402
  • بازدید کلی : 184,713
  • مطالب